محمد حقانی در گفت‌وگو با تیترشهر:
رییس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران معتقد است عملکرد شورای شهر تهران در دوره چهارم قابل قبول نبوده و نگاه سنتی به اداره شورا،این نهاد17ساله را متوقف کرده است.
کد خبر: ۴۳۹۷۴
تاریخ انتشار: ۴۵ : ۲۳ - ۱۵ خرداد ۱۳۹۶

محمد حقانی رییس کمیته محیط زیست شورای شــهر تهران از قدیمی ترین مدیران شهری است. او بیش از 4دهه سابقه ¬مدیریت بر بخشهای مختلف شهرداری را دارد.او نخستین معاون فرهنگی،اجتماعی شهر تهران است و سال ها در حوزه خدمات شهری معاون شهردار بوده است. او شورا نیز دغدغه های گذشته که حفظ فضای سبز وباغات است دنبال می کند. او یکی از پر تذکرترین اعضای شورای شهر تهران است. بارها در خصوص تخریب باغات،قطع درختان و فعالیت کارخانه های آلاینده در شهر به شهردار تهران تذکر داده است. یکی از پرحاشیه ترین تذکرهای وی ساخت وساز در بوستان مادر بوده است. هرچند این زمین هر گز به فضای سبز تبدیل نشد که بوستان  مادر نام گذاری شود اما زمانی به ساکنان این محله وعده داده بودند  زمین‌هایی که در این منطقه قرار گرفته به بوستان تبدیل می‌شود. او پس از 4سال کار شورایی چندان به تاثیرگذاری شورا در مسائل شهری امیدوار نیست. معتقد است زمانی تذکرها به نتیجه می رسد که همراهی و همدلی کل شورا را در پی داشته باشد و از نگاه سیاسی به مسایل شهری پرهیز شود. او معتقد است عملکرد شورای شهر تهران در دوره چهارم قابل قبول نبوده و نگاه سنتی به اداره شورا،این نهاد17ساله را متوقف کرده است.
فکر می کنید در روزهای پایانی  شورای شهر چهارم شوراها توانسته اندبه جایگاه واقعی خود برسند؟
موضوع شوراها موضوعی ملی اســت و تقویت این جایگاه باعث بالا بردن شــأن شوراها می شــود، ارتقای جایگاه شوراها زمینه ساز تحقق مردم ســالاری دینی است. حدود 18سال است که شورا داریم و اگر بخواهیم چهار دوره شــورا را از لحاظ عملکرد مثبت و منفی و تأثیری که در فرآیند مدیریت شهری داشتند را ارزیابی کنیم شورای اول و آغاز شورای چهارم عملکرد مناســب تری داشته اند. شورای اول، آغاز یک تجربه بود؛ تجربه ای نو و کم ســابقه پس از 20سال پیروزی انقلاب اســلامی. تحقق این شورا، تحقق بخشی از قانون اساسی بود. شورای اول بدون پیشــینه و در مقام تأســیس بوده است. به طور منطقی این شورا یکسری عوارض به خاطر همین نوپا بودن خواهد داشت. یکی از مهمترین عوارض شــورای اول از نگاه من تلاشی بود که اعضای این دوره برای انطباق مدل حکومت محلی دو پیوندش با حاکمیت ملی انجام داده اند. این تجربه را پیش از این به این گونه نداشتیم،این  که حکومت محلی چگونه در کنار حکومت ملی خودش را تطبیق دهد. بدون آنکه بخواهم از ضعف های رفتاری و عملکرد برخی از اعضا در دوره نخست چیزی بگویم، اما به نظر من این مشــکل، مشــکلات شورای اول در سراسر کشور بوده و تنها شورای تهران دچار مشکل نشده است. اما نباید فراموش کنیم بسیاری از مشکلاتی که شورای اول دچار آن شد، ناشی از عدم تطبیق حکومت محلی و حکومت ملی بود. شورای دوم و سوم  را نیز می توانیم مرحله تثبیت شوراها بدانیم واین دو شورا تلاش کردند یک باور عمومی نسبت به شوراها در جامعه ایجاد کنند. شورای اول به دلیل آنکه دچار مشکلات حاشیه ای شد، از جمله استیضاح شهردار و این که خود شورا هم بعد از مدتی منحل شد و نتوانست دوره مدیریتی خود را تمام کند بنابراین کمی در باورعمومی نسبت به شورا مشکل ایجاد شد. نقش شورای دوم و سوم در تثبیت و باور مردم به شوراها تأثیرگذار بود. همچنین خود اعضای شورای اول نیز نسبت به موضوع شورا به دلیل آنکه پیشینه ای در این زمینه وجود نداشت، ناآشنا و ناآگاه بودند و بسیاری از آنها در حوزه مدیریت شــهری کاری نکرده بودند و آنها هم در حین کار با موضوعات شــهری آشنا می شدند. شورای دوم و سوم با استفاده از تجربه شــورای اول متوجه شد که نباید به مسائل سیاسی بپردازد به همین دلیل از منازعات سیاسی پرهیز کرد.هرچند می توان گفت آرامش در شــورای دوم و سوم بیشتر برای  حاصل تعامل درون گروهی بود  تا اینکه بخواهند مطالبات مردم را مورد توجه قرار دهند.
شما می گویید شورای دوم از سیاسی کاری پرهیز کرد اما عملکرد شورای دوم نشان می دهد بعد از ورود این جریان، جایگاه شــورا و حتی شهردار به یک جایگاه سیاسی تبدیل شد.
شورای دوم و ســوم درواقع کار شورایی نکرده اند، به دنبال مطالبات و منویات مردم نبودند، ســعی کردند در دور خودشان یک پیله ای ایجاد کردنــد و زیاد از درون این پیله بیرون نیایند و تنها هدفشــان پرهیز از منازعات سیاسی بود. به دنبال آرامش و تقویت سیاسی جناح خودشان بودند. شورای چهارم فاز سوم فرآیند تشکیل شوراها در کشور بود. شورای اول را می شود فاز نخست تشکیل شوراها دانست، شورای دوم و سوم، فاز دوم این جریان بود که به دنبال تثبیت جایگاه شوراها بود و شورای  چهارم، فاز سوم این فرآیند محسوب می شود که اتفاقا اتفاقات خوبی نیز افتاد و تعداد افراد از 15نفر به 31نفر افزایش پیدا کرد.  هر چند من بسیار به این شورا نقد دارم اما به هر حال ما در سال ابتدایی کمیسیون ها و کمیته های تخصصی تشکیل دادیم و طرح ها و لوایح به صورت تخصصی در کمیسیون ها بررسی شود و تلاش می کردیم اعضا به صورت تخصصی به موضوعات ورود پیدا کنند. روند، روند خوبی در شورای چهارم بود، مسائل به صورت تخصصی بررسی می شد و اعضا به دنبال پاسخگویی نیازهای مردم و شهروندان بودند و تلاش می کردیم باور عمومی را نسبت به شوراها مثبت کنیم.

به نظر می آید باور درســتی در شهرداری و شورا نســبت به مسئولیت هایی که دارند وجود ندارد؟
 فعالیت های شــورا میزان و محک خوبی برای ســنجش فعالیت های مدیران شــهری اســت و به این معنا که مدیران شهری می توانند زیر چتر شورا که نمایندگان مردم هستند، مسئولیت های خود را انجام دهند. شهرداری ها اختیارات بسیار بالایی دارند و هم مسئولیت زیادی و وقتی که این اختیارات و مسئولیت ها را با یک مدیر دولتی مقایسه می کنیم، می بینیم که هم اختیارات بیشتری دارند و هم تکالیف بیشتری نسبت به نهادهای دولتی و اگر شهرداری و مدیریت شهری این فرآیند قانونی جایگاه شوراها را به عنوان یک نهاد بالادستی جدی نگیرند، از ریل قانون خارج شده و راه به جایی نخواهند برد و لطمات زیادی بر مدیریت شهر و رسیدگی به نیازهای مردم وارد می شود، زیرا شورا نقش واسط بین مردم و شهرداری ها را ایفا می کند؛ به این معنی که مطالبات مردم را احصاء کرده، کارشناسی کنند و به مدیریت شهری ارجاع می دهند. از طرفی مردم نیز باید اتکا و یک اعتمادی به اعضای شورا داشته باشند. نقش مدیریت فیزیکی شهر را بازی می کنند و در ً شهرداری ها معمولا اجرا هستند اما متاسفانه تصور برخی شوراها این است که باید سهمی از این مســئولیت بر عهده آنها باشد؛ در حالی که چنین چیزی نیست و ما بعد از انتخاب شــهردار باید بــه اصلی ترین وظیفه مان که نظارت است، بپردازیم. ورود به این عرصه ها ما را از ریل اصلی وظیفه مان خارج می کند و ما را به حاشیه می برد. نباید این نگاه در شوراها به وجود بیاید تا زمینه ساز یک دعوا و مناقشه باشد و شوراها را باید مدل رفتاری شان را در این حوزه اصلاح کنند. اگر شوراها بخواهند وارد فاز اجرایی شوند، مدیریت شهری زمین گیر می شود زیرا وظیفه اصلی شورا که وظیفه بسیار مهمی اســت، وظیفه نظارتی است و مهمتر از فیزیک شهر است. اداره شهر با شهرداری است؛ از آن سو شهرداری نیز باید چنین نگاهی به شورا داشته باشد، نگاهی که در حال حاضر وجود ندارد. البته شاید بخشی از این نگاه طبیعی باشد. همیشه مجری از دست ناظر فراری است و این خیلی بد است، اما در جایی که مدیریت شهری دستش به طور مستقیم در جیب مردم است و هزینه های شهر را مردم می پردازند، شهرداری باید به عنوان یک راهنمای دلســوز به شورا نگاه کند و دو طرف نباید ناظر خشــمگین تازیانه به هم باشند و شورا و شهرداری باید در کنار هم به دنبال حل مشکلات شهر باشند. این را هم نباید فراموش کنیم که شهر تهران به عنوان یک الگو برای سایر شهرها مطرح است و هر کاری هم که در شورای شهر تهران اتفاق بیفتد، سایر شهرها الگوبرداری می کنند و اگر ما نتوانیم عملکرد درستی داشته باشیم، الگوی مناسبی برای سایر شوراها نخواهیم بود. همچنین در شورا ما نباید وقت خود را درگیر مسائل  دقیق، ًجاری کنیم بلکه با یک تنظیم هوشمندانه و با یک نظم کاملا وقت خود را صرف فرآیندســازی های توسعه ای کنیم و از طرح مسائل کوچک گذر کنیم و به امور اساسی شهر متمرکز شویم.
الان میبینیم که شهرداری تهران مدعی است که 95درصد بزرگراه‌های شهر تهران را ساخته است. این در حالی است که این اولویت شهر تهران نیست. اولویت توسعه حمل و نقل عمومی است.
ما هر چه بزرگراه بسازیم، فرش قرمز برای خودروی شخصی پهن کرده ایم. بنابراین نیاز تهران، فراهم کردن زیرساخت های حمل و نقل عمومی است با اولویت مترو.  در حال حاضر هم که بحث ترانوا و lrt مطرح است. در حالی که دردنیا ابتدا شبکه متروی خود را تکمیل کردند و از این مدهای حمل و نقل در مســیرهای کوتاه استفاده می کنند. تهران باید بیش از هزار کیلومتر  مترو داشته باشد در حالی که ما تنها 15درصد برنامه ‌های شهر تهران در حوزه مترو محقق شده است در حالی که میبینیم در پروژه‌های بزرگراهی 95درصد پروژه‌ها انجام شده است در حالی که این دو باید با هم رشد پیدا کنند.

به نظر می آید در شورای چهارم یک همدلی برای افزایش نظــارت وجود نــدارد و تعداد محدودی از اعضا تــلاش دارند نظارت واقعی تحقق پیدا کند اما کلیت اعضای شورای چهارم این اعتقاد را ندارند.
این انتقاد را قبول دارم. ما تلاش کردیم در صحن شورا تصمیم گیری ها به تشنج کشیده نشــود، اما در رأی گیری ها اعضا کمتر به هم اعتماد می کنند و بیشتر سلیقه های فکری خودشــان را در نظر می گیرند. ما نمی گوییم شــوراها در مقابل شهرداری هســتند، ما شوراها را در کنار شــهرداری می دانیم اما برخی از اصول کوتاه می آیند و گاهی نظراتی می دهند که برخلاف کار کارشناسی است.
 
 همین اتفاق باعث نمی شود شورای چهارم یک شورای ناکارآمد جلوه کند؟ من به عنوان فردی که بیش از چهار دهه در مدیریت شــهری فعالیت می کند، نمره خوبی به شــورای چهارم نمی دهم. در این شــورا لوایح شهرداری به شــورا می آید که کاربردی نیست و این لوایح تنها وقتی صحن شــورا را می گیرد و بعد از تصویب هم می رود به شــهرداری و کاری صورت نمی گیرد. قدرت نظارت شورا بسیار پایین است و از سویی طرح هایی مطرح می شود که در اولویت نیست و هیأت رئیسه طرح هایی را مطرح می کند که از اولویت های شهر نیست. ما وقتی می توانیم بگوییم پل طبیعت مان خیلی قشــنگ است یا خیلی بزرگراه در شهر داریم که معتاد نداشته باشیم. ما وقتی می توانیم از زیباسازی در شهر حرف بزنیم که کارتن خواب ها چهره شــهر را نازیبا نکرده باشند. ما وقتی می توانیم بگوییم مدیریت شهری قوی اســت که سد معبر و بساط  گستری در شهر نداشته باشیم که وجود این دستفروشان، نشان از فقر شهری است کــه دولت در این زمینه باید کمک کند. ما نباید انگیزه هایی در شــهر ایجاد کنیم که روستاها خالی شود و حاشیه نشینی در شهر افزایش پیدا کند. بیایند در بهاران بنشینند، بخورند و بخوابند و با همشهری های خود تماس بگیرند که شــما هم بیایید که چنین بحثی در تهران برپاست. ما نباید دستفروشان را ساماندهی کنیم، ساماندهی دستفروشان خلاف قانون است. متاسفانه ما بین دوراهی احساس و قانون گیر افتاده ایم. ما مدیران شهری با این نوع رفتار، بساطی را فراهم می کنیم که روستاییان به شــهرها بیایند زیرا این مهاجرت پذیری شهر را افزایش می دهد. در حال حاضــر ما بیش از دو میلیون حاشیه نشــین در تهران داریم. این حاشیه نشین ها مطالباتی دارند از جمله سلامت، کار، محیط سالم زندگی و... مقصر هم این مهاجران نیســتند مقصر مسئولانی هستند که این انگیزه ها را ایجاد می کنند.

فکر می کنید چقدر از این میزان مشکلاتی که وجود دارد، مربوط به نحوه اداره شوراست؟
 بسیار بســیار هیأت  رئیسه مؤثر است و ریاست شــورا کار پردردسر و پرزحمت است که نیاز به یک فکر توسعه گرا دارد که روز به روز توسعه پیدا کند. ما نباید زیر چتر شهرداری زندگی کنیم. ما باید به دنبال اصلاح امور باشیم.  متاسفانه مجلس موجود هم هر کاری توانست با این شورا کرد. هر چه توانســت سر و ته شــورا را زد. هنوز چهار سال از عمر  31نفره شورا نگذشته بود که رای به کاهش تعداد شورا به 21نفر داد.  ما 21نفره شــورا نگذشته بود ما به جای آنکه توسعه گرا فکر کنیم و شوراها را به سمت بلوغ ببریم، آن را در جای خود نگه داشــته ایم. من شورای اول را با توجه به شرایطی که وجود داشت، قوی  ترین شورا می دانم و تمام زیرساخت هایی که در حال حاضر داریم، مربوط به شورای اول است. شورای چهارم نیز حرکت خوبی را آغاز کرد که متوقف شد.معتقدم یک عده علاقه مندند شوراها وجود نداشته باشند. این فشارهای بیرونی جز تضعیف شوراها در سراسر کشور و بخصوص در شورای شهر تهران نتیجه ای نخواهد داشت. نمونه این سنگ اندازی ها آن است که عده ای می خواهند بودجه شورا را دولتی کنند. چه لزومی دارد که بودجه شــهرداری به خزانه دولت ریخته شود، ســپس دولت به صورت قطره چکانی به مدیریت شهری بودجه دهد؟ هر نفر تهرانی سالانه مبلغ شش میلیون تومان شارژ شهر را مستقیم و غیرمستقیم پرداخت می کند حال اگر این هزینه مستقیم به خزانه دولت برود، مگر به مردم این شهر چیزی می رسد. اشکالات زیادی در قانون شهرداری مرتبط با شوراها و در قانون شوراها داریم. متاسفانه شوراها به لحاظ مالی و حتی فیزیکی زیر سایه شهرداری ها قرار می گیرند. برای نمونه وقتی ذی حساب تعیین می کنیم، این افراد باید گزارش عملکرد شــهرداران را به شورا بدهند. اینها باید زیر نظر مستقیم شوراها باشند. متاسفانه ساختمان شورا از آن شهرداری است.

معتقدید مشــاورینی که  طــرح تفصیلی را تدوین کرده اند با  نگاه پول پایه این کار را انجام داده اند اما  برخی از مشاورین طرح تفصیلی از همدستی کمیسیون ماده 5 و مدیریت شهری در تغییر طرح تفصیلی گلایه داشتند. یعنی می گفتند اگر ما مشاور هستیم و طرح تفصیلی را در مناطق تهیه کردیم، کمیسیونی به نام ماده پنج چرا این طرح را تغییرمی دهد.
 صحبت های مشاوران را قبول دارم. این نگاه  محیط زیست محور باید   و 5به شورای شهر هم وجود داشته باشد  در قدم بعدی کمیسیون ماده شورای عالی معماری و شهرسازی هم باید تصمیم های خود را بر اساس این نگاه بگیرند. این نگاه ها دنباله دار و هدفگذاری شده و به طرف ارتقای کیفیت زندگی مردم می رود.
 همدســتی شــورای عالی شهرسازی در دوره های گذشــته یعنی دولــت و مدیریت شهرداری از سال 86تا 92باعث این تغییرات در طرح تفضیلی با طرح جامع شد؟
 باید این ســؤال از مدیران شــهرداری و کمیســیون ماده مسئولان شورای عالی معماری و شهرسازی وقت پرسیده شود که چرا فاصله بین تهیه طرح تفصیلی با طرح جامع پنج سال طول کشید.
یکی از تذکرهای شــما درباره ســاخت و سازها در اراضی عباس آباد بود و گفتید که اصل قانون را زیر سؤال برده اند. چه اتفاقاتی بعد از آن رخ داده و الان در چه نقطه ای هستیم؟
 متأســفانه زمین های عباس آباد از گذشــته  مورد ساخت و ساز قرار گرفت از ســاخت بانک سپه تا اســتانداری و وزارت راه. حدود یک میلیون از سه میلیون مترمکعب زمین های آنجا نیز به در اختیار مصلی قرار گرفت.خوشبختانه در یک مقطع رهبری به مسئله این زمین ها ورود کرده و اعلام کردند  «اینجا باید مجموعه فرهنگی با ســبقه فضای سبز شود» و از آن به بعد بود که برای آن طرح تدوین کردند ولی باز هم آن طرح مورد دست اندازی قرار گرفت وساخت و سازهایی صورت گرفته که نباید صورت می گرفت.  

اختلاف نظری داشتید با مدیران شهری در خصوص آمار درختان کاشته شده در پایتخت نتیجه این تذکر چه شد ؟
 مــن ســال ها در حوزه خدمات شــهری کار کردم . حداقل 9سال معاون خدمات شهری و پنج سال اولین معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری بوده‌ام بیــش از 4دهه در شهرداری سابقه مدیریت اجرایی داشته‌ام و بر اساس تجربه می گویم آمار و اعدادی که ارائه می شــود بسیار دور از واقعیت است. مشاهده کنید که این 10میلیون درخت چقدر زمین نیاز دارد. بنظر می‌رسد هر هکتار زمین 700درخت نیاز دارد. 10میلیون را تقسیم بر 700کنید و ببینید چندهکتار زمین نیاز دارد. اگر از گذشته تا حال این آمار و اعداد را به همین شکل جمع ببندیم خواهیم دید که چندبرابر تهران؛ در تهران درخت کاشتیم این آمار غلط است و طی تذکری این را اعلام کردم.

بسیاری از افراد منتقد عملکرد فعلی آقای قالیباف در بحث تراکم فروشی و تغییر کاربری معتقدند که این تغییــر کاربری از زمان آقای کرباســچی در تهران برای کسب درآمد رخ داده است. با توجه به شرایطی که کرباسچی مدیریت شــهر تهران را بر عهده گرفت و تهران نیاز به بودجه و آبادانی داشت. آیا قبول دارید که از زمان او تغییر کاربری ها و کســب درآمد از زمین در تهران باب شده و آیا شرایط آن زمان با فضای فعلی قابل مقایسه است؟ ً
سال 67جنگ تمام شد و بحث بود که پایتخت از تهران برود. ظاهرآنها به دنبال مدیری بودند که بتوانند تهران را از آن وضعیت نجات بدهند هر چند وزارت مســکن شدیدا به دنبال جانمایی برای انتقال  پایتخت از تهران بود. اما ما در مدیریت شهری قصد داشتیم تهران به عنوان پایتخت باقی بماند و شهری آباد و سبز هم باشد. این تصمیم در حالی بود که نباید انتظار کمکی هم از بودجه دولتی داشتیم. زیرا  در اوایل انقلاب تصمیم گرفته شــد دیگردولت  به شهرداری ها به خصوص شــهرداری های کلان شهرها کمکی نکند، حتی عوارض دروازه ای را هم حذف کردند  و گفتند شهرداری باید خودکفا باشد و خودش درآمد داشته باشد این یک منطق درست است که مردم یک شهر با توجه به خاستگاه و خواسته های خود پول بدهند و شهر را اداره کنند یعنی وقتی شما در یک خانه زندگی می کنید می خواهید آن خانه قشــنگ باشد اتاق آن را رنگ کنید باید پول خرج کنید، اگر هم این هزینه را ندارید باید با وضعیت قبلی بسازید. می خواهید باغچه پرگل و پردرخت داشته باشید باید پول بدهید. اگر این موضوع را به سطح شهر تعمیم دهید، پارک ها می شوند باغچه، در و دیوار و سطوح شهر همان چیزی می شوند که شما می بینید؛ پیاده راه های شهر، درخت های حاشیه خیابان ها.بعد گفته شد چطور باید درآمدزایی صورت گیرد. هر شــهردار به مذاق خودش این کار را انجام داد. یکی از شهرداران آن زمان کشمش می خرید و به کشورهای آسیانه میانه صادر می کرد که درآمد داشــته باشند. مگر کار شهرداری کشمش خریدن و فروختن است یا اینکه زمین می خرید و می فروخت. ما حق نداریم زمین مردم را بخریم و بعد دلالی و واسطه گری کردیم، بیشتر بفروشیم. از همه اینها راحت الحلقوم تر فروش تراکم است. هر زمانی که این کار صورت گرفته باشــد من به آن انتقاد دارم. این که طرح جامع و تفصیلی کتاب دعای شهرداری چی ها محسوب می شود را زیر پا می گذاریم و در کوچه های هشــت متری مجوزســا خت ساختمان 20طبقه می دهیم؛ نه رعایت مردم را می کنیم و نه دنبال پیاده راه برای مردم هستیم. وقتی  فضای باز و عمومی را به معرض فروش می گذاریم بدون اینکه در نظر داشته باشیم طرح جامع و تفصیلی چه می گوید...

نام:
ایمیل:
* نظر:
جدیدترین اخبار
پربازدید
پربحث