محرمانه ها/قسمت سوم
برگه های کتاب تاریخ سی و چند ساله نظام جمهوری اسلامی را که ورق بزنی پر شده از گفته‌ها و روایت‌ها. در هیاهوهای این روزمرگی های شنیده شده و خوانده شده سیاست اما کم نبوده‌اند ناگفته ها و محرمانه هایی که نه در زمانه خود که مدتی بعد از پرده برون افتاده و علنی شده اند. همان وقت هایی که مُهر سکوت از لب‌ برداشته شده و قصه ای متفاوت روایت شده است، گاه از سرمصلحت و پاسخگویی گاه از سر عناد و کشمکش سیاسی.
کد خبر: ۱۹۰۷۹
تاریخ انتشار: ۱۷ : ۱۷ - ۲۲ دی ۱۳۹۵

تیتر شهر: برگه های کتاب تاریخ سی و چند ساله نظام جمهوری اسلامی را که ورق بزنی پر شده از گفته‌ها و روایت‌ها. در هیاهوهای این روزمرگی های شنیده شده و خوانده شده سیاست اما کم نبوده‌اند ناگفته ها و محرمانه هایی که نه در زمانه خود که مدتی بعد از پرده برون افتاده و علنی شده اند. همان وقت هایی که مُهر سکوت از لب‌ برداشته شده و قصه ای متفاوت روایت شده است، گاه از سرمصلحت و پاسخگویی گاه از سر عناد و کشمکش سیاسی.
یک خانه نشینی سیاسی و بس!
می گفتند پاستور بدون رییس است، 11 روز بود که این جمله شنیده می شد اما رنگی از واقعیت نداشت، یکی تایید می کرد و دیگری تکذیب. یک روز اردیبهشت ماه مجلس نهم بود که بالاخره زمزمه ها در صحن مجلس رنگ واقعیت گرفت. مصباحی مقدم نماینده روحانی تهران که تریبونش برای تذکر باز شده بود با عصبانیت خطاب به رییس مجلس گفت«تا کی این اوضاع قابل تحمل است؟ چگونه می‌توانیم در یک شرایط آرام مجلس را اداره کنیم و به مذاکرات بپردازیم؟ یازده روز می‌شود که رییس‌جمهور سر کار حاضر نشده است. جلسه علنی را تعطیل کنید و غیرعلنی تشکیل دهید تا ببینیم تکلیف ما چیست؟ باید اوضاع را بررسی کنیم. مگر می‌شود کشور بدون فعالیت رییس‌جمهور اداره شود؟ آقای رییس سریعا جلسه را تعطیل کنید و جلسه غیرعلنی تشکیل دهید.»
بعد از آن بود که ماجرای خانه نشینی هم علنی شد، اختلافی که بین رییس دولت و وزیر اطلاعات رخ داده بود و اجازه حضور وزیر به جلسات هیات دولت داده نشده بود. مخالفت رهبری با این اتفاق و برکناری وزیر اطلاعات نهایت کار را به دلخوری احمدی نژاد و خانه نشینی او کشانده بود.

رمزگشایی از یک سکوت هسته ای ...
اواخر دولتش به یک سکوت هسته ای عجیبی رسیده بود، دیگر خبری از هیاهوها بر سر پرونده هسته ای نبود و اگر مخاطب سوالی قرار می گرفت از زیر پاسخگویی شانه خالی می کرد تا آن زمان که غیرمستقیم از نقش نداشتن در پرونده هسته ای حرف زد. روایتی که بیشتر اختلاف نظرها بین او سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی را به نمایش می گذاشت. ماجرا بعد از رفتنش از پاستور روشن تر و شفاف تر. روایتی که از سوی مصباحی مقدم بیان شد تا حکایتگر آن سکوت هسته ای باشد.
ناگفته سخنگوي جامعه روحانيت مبارز به داستان راهبرد احمدي نژاد براي دور زدن تحريم ها در ستاد تدابير ويژه اقتصادي بازمي گردد: «با توجه به اين اقدامات ستاد كه مي خواستند تحريم ها را دور بزنند «احمدي نژاد گزارشي به رهبري داد كه ما به آخر خط رسيديم و با توجه به قطعنامه هاي شوراي امنيت درباره انرژي هسته اي بايد آن را امضا كنيم»، ولي رهبري با اين گزارش مخالفت كردند كه بعد از اين مخالفت احمدي نژاد با رهبري ديدار كردند و گفت اگر شما اين ديدگاه را قبول نداريد، من ديگر مسوول اين پرونده نيستم و رهبري با صراحت و قاطعانه فرمودند خودم اين مسووليت را قبول مي كنم.»
   

بهای تهدید کردن یک ایرانی...
اوج مذاکرات هسته ای بود، همه چشم ها و گوش ها تیز شده بود تا خبری از توافق نهایی را بخوانند و بشنوند، یکباره اما خبر یک بگومگو و فریاد از پشت اتاق دربسته مذاکرات هسته ای به گوش رسید. می گفتند یک سو ظریف بوده و سوی دیگر موگرینی. زمزمه های غیررسمی کم کم رنگ واقعیت گرفت و مشخص شد پشت درهای بسته چه اتفاقی افتاده است.
ظاهرا وزیران خارجه اروپایی و آمریکا مخالفت خود را با برداشتن تحریم‌های تسلیحاتی در جلسه مطرح می‌کنند. ظریف در واکنش به تهدید فدریکا موگرینی در نشست که در مقابل مخالفت ایران با برداشته نشدن تحریم‌های تسلیحاتی گفته بود«پس برویم خانه‌هایمان.» می‌گوید«هیچ وقت یک ایرانی را تهدید نکنید!» که در این لحظه سرگئی لاوروف نیز با اشاره دست می‌گوید، «و یک روس را!» علنی شدن این موضوع البته با انتقادات و گلایه های موگرینی هم همراه شد .

معلم اخلاقی با گرین کارتی آمریکا....
شهرتش نه بخاطر  سرپرستی موسسه اسلامی نیویورک بود نه قرار گرفتن در زمره یاران آیت الله مصباح. آن زمانی نامش دهان به دهان چرخید که گفتند محمود احمدی نژاد یک معلم اخلاق برای کابینه انتخاب کرده است. مرتضی اقا تهرانی.
اما یک کنایه کافی بود تا نگاه ها به سمت او فراتر از معلم اخلاق بودن بچرخد. بحث بر سر یک گرین کارت بود. سایت خبری شفاف نزدیک به محمدباقر قالیباف در مهرماه سال ۹۰ در مصاحبه‌ای با عماد افروغ خبر داد که یکی از نمایندگان مجلس هشتم دارای گرین کارت اقامت در آمریکا است.افروغ در آن مصاحبه حاضر نشد که اسم این نماینده را ذکر کند و گفت: «اسم این نماینده را از آقای مطهری و دیگر نمایندگان منتقد دولت بپرسید. شما مطمئن باشید که یکی از نماینده‌های مجلس گرین کارت دارد ... این نماینده، وکیل الدوله است.»
بعد از مدت کوتاهی سایت قانون فایل صوتی از مرتضی آقاتهرانی منتشر کرد که در آن آقا تهرانی به داشتن گرین کارت اعتراف کرده است: «خیلی کم می‌روم چون لب مرز خیلی اذیتم می‌کنند با وجود اینکه ما همدیگر را خوب می‌شناختیم و علی‌رغم اینکه گرین کارت هم داشتم.» این سندی است که آقا تهرانی هنوز آن را تکذیب نکرده است. اعلام این ماجرا و همزمانی آن با اعلام تابعیت دوگانه محمودرضا خاوری، مدیر عامل سابق بانک ملی که در اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانی در ایران در ایران نقش داشت، بر ابعاد این ماجرا افزود. مرتضی آقاتهرانی که سه هفته در این مورد سکوت کرده بود، در واکنش به این افشاگری گفت: «باید از افرادی که دربارهٔ گرین کارت داشتن من سخن گفتند، پرسید که ایا اصلاً کارت باطل شده من را دیده‌اند یا خیر؟ همچنین آقاتهرانی اعتراف کرد زمانی که استاد اخلاق دولت دهم بود گرین کارت داشته است. اظهار نظرهای آقاتهرانی که در آن زمان در سفرهای تبلیغاتی جبهه پایداری بود با واکنش افروغ مواجه شد مبنی بر اینکه: «چگونه می‌شود کسی که گرین‌کارت دارد انقلابی باشد؟»

هاشمی هنوز متهم ماجرای مک فارلین
اگر از خیلی‌ها بپرسید ماجرای مک فارلین چه بود جواب چند خطی را تحویلتان می‌دهد که امریکایی‌ها را تعدادی دلال گول زدند و به ایران آوردند تا برای آزادی گروگان‌هایشان تلاش کنند و در عوض سلاح بفروشند و مقامات ایرانی هم در برخوردی انقلابی آنها را تحویل نگرفتند و...
اما این ماجرا کم حاشیه و بی سروصدا به پایان نرسید، چه آنکه با گذشت سالها از آن اتفاق هنوز ابهامات پیرامون آن باقیست. ابان ماه سال 65 بود که یک روزنامه لبنانی به نام الشراع نوشت که رابرت مک‌فارلین مشاور امنیت ملی ریگان در یک مأموریت مخفیانه به همراه یک کیک و یک انجیل امضاء شده توسط ریگان به تهران سفر کرده تا از طریق فروش سلاح به ایرانیان از کمک آنان برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان استفاده کند. کسی که این اطلاعات را در اختیار الشراع قرار داده بود مهدی هاشمی بود و وی نیز این اطلاعات را از امید نجف آبادی دریافت کرده بود.
به دنبال انتشار گزارش الشراع، هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود با توصیه آیت‌الله خمینی در مراسم سالگرد ۱۳ آبان در سفارت سابق آمریکا به تشریح سفر مک فارلین و همراهانش به ایران پرداخت.او در میان شعارهای مرگ بر امریکا پشت تریبون رفت و به ماجرای درخواست امریکایی‌ها برای آزادی گروگان‌های خود در لبنان و واسطه‌گری نخست وزیر ژاپن اشاره کرد و درنهایت به واسطه گری دلال‌های اسلحه و ورود هواپیما حامل سلاح و قطعات پیچیده برای ایران که تمام سرنشینان آن در حالی با پاسپورت ایرلندی وارد ایران شدند که به قول آقای هاشمی به علت این ورود با هویت جعلی، جمهوری اسلامی می‌توانست به جرم ورود غیر قانونی و جاسوسی آنها را بازداشت کند! هاشمی رفسنجانی در حالی که همه سکوت کرده بودند تا ببینند افشاگری‌ها تا به کجا پیش می‌رود، گفت: <در فرودگاه مهرآباد معلوم شد اینها آمریکایی هستند و از طرف ریگان برای مسئولین عالی رتبه کشور پیام آوردند ما فوری با دوستان خود جلسه گذاشتیم و اینها را سه ساعت و نیم در فرودگاه معطل و متوقف کردیم، خدمت امام مسأله عرض شد امام فرمود با اینها جلسه نگذارید پیامشان را هم نگرید و ببینید اینها برای چه به ایران آمدند. آنها را به هتل منتقل کردیم و در هتل گفتند، هیأت با مدیریت مک فارلین از طرف ریگان هدیه آوردند، هدیه برای هر یک از ما [روسای قوا] یک سلاح کمری و پیام هم می‌خواستند حضورا در جلسه اعلام کنند. یک کیک صلیبی شکل هم آورده بودند که این کلید فتح روابط است، بچه‌ها که در فرودگاه معطل بودند و گرسنه کیک را گرفته بودند و خورده بودند و دیگر چیزی نمانده بود که به ما برسد. ما اینها را قبول نکردیم و کسی با اینها درست صحبت نکرد تا بفهمیم واقعاً آن فرد مک فارلین بوده یا نه. آنها درخواست داشتند پیام رئیس‌جمهور کشورشان را به مقامات رسمی کشور تحویل دهند که ما حاضر نشدیم و گفتیم ما با امریکا قهر هستیم. بالاخره بعد از 5 روز اینها را مرخص کردیم، تلفن هواپیماشان را هم اجازه ندادیم استفاده کنند و از تلفن عمومی که تحت نظر بود استفاده کردند و الان ما صدای مک فارلین را داریم یک انجیل هم با خط ریگان دادند که ماکپی آن را داریم و خود انجیل را نخواستیم..
این افشاگری و مانور تبلیغاتی برای جامعه و بسیاری از سیاسیون کشور یک شوک محسوب می‌شد و سؤال‌های بسیاری را بوجود می‌آورد در حالی که هاشمی رفسنجانی افشاگری بیشتر را به آینده موکول می‌کرد. با این حال و با گذشت چندین سال از این ماجرا هنوز جنجال سیاسی بر سر ابعاد آن ادامه دارد و برخی هاشمی رفسنجانی را متهم می‌کنند که فقط مذاکره برای خرید اسلحه و معامله برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان را به امام خمینی اطلاع داده‌است ولی حضور هیئت بلندپایه در تهران و تلاش برای عادی سازی روابط با آمریکا را از وی پنهان نموده‌است.

تهمت و سکوت بهشتی انقلاب...
زمزمه‌های وجود سند ملاقات شهید بهشتی با آمریکایی‌ها از همان ابتدای تسخیر لانه در جامعه پیچد. اما اغلب شایعات حول این موضوع دور می‌زد که شهید بهشتی در آخرین روزهای عمر رژیم شاه از طریق مذاکره با آمریکا، «هایزر» و بختیار به دنبال راه‌حلی سازشکارانه بوده است. علیرغم تاکید چندین‌باره شهید بهشتی بر انتشار هر سندی که از ایشان در لانه موجود است، سندهای ادعایی منتشر نمی‌شود و همین مساله باعث تداوم ابهامات و دامن زدن به شایعات و تهمت‌ها می‌شود. همه علیه بهشتی متحد شده بودند؛ منافقین و بنی‌صدری‌ها یکی با تهمت «آمریکایی‌ بودن» و دیگری با برچسب «انحصارطلب و دیکتاتور بودن» به او حمله می‌کردند و در میتینگ‌هایشان «مرگ بر بهشتی» می‌گفتند.
سند دیدار هفت آبان نهایتا سال 1387 منتشر شد. در مجموعه اسناد لانه جاسوسی که سال 1387 منتشر شد به دیدار بهشتی با ویلیام سولیوان _سفیر وقت آمریکا در تهران_ اینطور اشاره شده است: «روز 28 اسفند1357 و در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب، «جی. بی. لامبراکیس»، مسئول بخش سیاسی سفارت آمریکا در تهران به همراه دو عضو دیگر سفارت در منزل شهید بهشتی با وی دیدار کردند. در این دیدار راجع به مسائل مختلف انقلاب و روابط خارجی ایران پس از سقوط شاه و از جمله روابط آتی با آمریکا که دغدغه مقامات واشنگتن بود سخن به میان آمد. ویلیام سولیوان، سفیر آمریکا پس از این ملاقات در نامه‌ای به وزارت خارجه کشور متبوع خود بهشتی را اینگونه توصیف می‌کند: او به وضوح سیاستمداری خبره است. زبان انگلیسی را خوب می‌داند. او متفکری قوی و روشمند و مدیری توانا است. سخنانش متمرکز است و از شاخه‌ای به شاخه دیگر نمی‌پرد. بهشتی می‌گوید تلاش می‌کنیم به مردم خود بیاموزیم که شکیبا باشند و سعی کنند کسانی را که تاریخ گذشته ایران، آنان را لایق نمی‌شناسد، درک کنند. او این سخنان را در پاسخ به سئوالی درباره روابط ایران و آمریکا مطرح کرد. او گفت: سیاست‌های آمریکا برای مخالفان اسلامی، دردسرهای زیادی ایجاد کرده و همه مردم جهان از این سیاست ها متنفرند.»

نامه افشاگرانه هاشمی درباره نقش محسن رضایی در پایان جنگ
تصمیم امام برای «پایان جنگ» با گذشت سالها هنوز هم محل ابهام است و سوال. روایت ها از آن تصمیم کم نبوده و هر از چندگاهی یک ناگفته علنی شده و به آن روایت ها اضافه می شود. هاشمی رفسنجانی در همه این سالها اما یک سوی انتقادات بوده است آنچنان که برخی او را متهم می کنند که جام زهر را به امام نوشانده است. همین انتقادات بود که سبب شد سال 85 دفتر وی یکباره اقدام به انتشار نامه محرمانه امام خطاب به مسئولان کشور کند. نامه ای که در آن به نقش برخی مسئولان نظامی و سیاسی آن زمان از جمله محسن رضایی در اتخاذ تصمیم پایان جنگ اشاره شده بود.
در بخشی از نامه امام خمینی به مسئولان کشوری و لشکری در سال 1367 آمده است« حال که مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می‌باشند، صریحاً اعتراف می‌کنند که ارتش اسلام به این زودی‌ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی‌دانند و با قاطعیت می‌گویند که یک دهم سلاحهایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده‌اند به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی‌شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح،فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهای شیمیایی و نبود وسائل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم»

هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۹۰ در گفت‌وگویی با سایت آینده، درباره انگیزه‌های خود از افشای نامه محسن رضایی به امام گفته بود محرمانه بودن این نامه دروغ است: «اگر سپاه مثل گذشته می‌جنگید و اختلافات داخلی‌شان بروز نمی‌کرد و مشکل امکانات نداشتند، شاید امام با آتش‌بس موافقت نمی‌کردند. آقای رضایی می‌توانست در همان نامه حرف‌های کلی بنویسد. اینکه جزئیات نیازها را با ذکر ارقام بنویسد، برای امام مهم بود. امام در همان نامه که برای بیان بعضی از علل قبول آتش‌بس است، نقل به مضمون می‌گویند که این مقدار هواپیما، تانک و موشک را از کجا بخریم؟ آمریکا را چگونه از خلیج فارس بیرون کنیم؟» شرط آقای رضایی این بود که آمریکا در خلیج فارس نباشد. وقتی دیدند با این نامه امام، ادعاهای آنها درباره علل پایان جنگ برای مردم برملا شد، از راه دیگر وارد شدند که آقای هاشمی یک نامه محرمانه را منتشر کرد که یک دروغ بزرگ است. این نامه از مدت‌ها قبل با دستخط امام در خاطرات آیت‌الله منتظری چاپ شده بود که همه مردم فهمیده بودند. من وقتی دیدم این‌ها دارند تاریخ جنگ را به همین زودی وارونه و منحرف می‌کنند، با یادآوری آن نامه به همه گفتم که بهتر است در مسئله‌ای به این مهمی با سند حرف بزنیم و بهترین سند هم همان نامه بود که در متن خود چندین سند غیرقابل انکار داشت. جالب است که بدانید در همان زمان کپی همین نامه توسط حاج احمد آقا به دست من رسید و گفت: امام می‌گویند این نامه را داشته باشم تا در مقطعی که نیاز شد، منتشر کنم. من هم دیدم بهترین زمان انتشار از سوی من همان زمان است که جوانان واقعیت‌های مقطع پایان جنگ را بدانند.»

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار