محرمانه ها/قسمت دوم
برگه های کتاب تاریخ سی و چند ساله نظام جمهوری اسلامی را که ورق بزنی پر شده از گفته‌ها و روایت‌ها.
کد خبر: ۱۸۹۵۲
تاریخ انتشار: ۰۰ : ۱۰ - ۲۲ دی ۱۳۹۵
تیتر شهر: برگه های کتاب تاریخ سی و چند ساله نظام جمهوری اسلامی را که ورق بزنی پر شده از گفته‌ها و روایت‌ها. در هیاهوهای این روزمرگی های شنیده شده و خوانده شده سیاست اما کم نبوده‌اند ناگفته ها و محرمانه هایی که نه در زمانه خود که مدتی بعد از پرده برون افتاده و علنی شده اند. همان وقت هایی که مُهر سکوت از لب‌ برداشته شده و قصه ای متفاوت روایت شده است، گاه از سرمصلحت و پاسخگویی گاه از سر عناد و کشمکش سیاسی.
فرقی ندارد ماجرا برخواسته از متن حوادث دهه 60 باشد و کشمکش بین مردان انقلابی آن روزها برای ادامه یا پایان جنگ یا همین سالهای بعدتر که مذاکرات پشت پرده با آمریکا در کشوری دیگر افشا شد یا علنی شدن ماجرای خانه نشینی یک رییس جمهور و ...
طرفه آنکه سیاست را نمی توان از محرمانه ها و ناگفته هایش جدا کرد. محرمانه هایی که گاه از پرده برون می افتند  و حاشیه ساز می شوند.


یکشنبه ای پر از بگم بگم که در شان نظام نبود...

خاطرات پارلمان را که ورق بزنیم بی شک نمی شود از کنار آن یکشنبه عجیب و جنجالی گذشت. روزی که احمدی نژاد با پرونده ای جدید وارد بهارستان شد تا اینبار بازی بگم بگم را زیر سقف ساختمان هرمی شکل مجلس به راه بیندازد. او در روزی که قرار بود از شیخ الاسلام وزیر کارش بخاطر بکارگیری غیرقانونی سعید مرتضوی رییس وقت سازمان تامین اجتماعی در مقابل نمایندگان دفاع کند از روشی جدید بهره گرفت.
تلویزیون های بزرگ صحن علنی مجلس در آن روز تصاویری از گفتگوی فاضل لاریجانی (برادر علی لاریجانی رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه) با سعید مرتضوی را درباره بابک زنجانی پخش کردند. پس از پایان فیلم که به صورت مخفی گرفته شده بود نمایندگان به شدت به احمدی‌نژاد اعتراض کردند و رئیس جمهوری وقت به سخنانش پایان داد. اما کار به اینجا ختم نشد، علی لاریجانی آن روز روایت پشت پرده ای از اتفاقات صحن را از تریبون باز مجلس روایت کرد. از پیغام های تهدیدآمیزی که توسط مردانی از پاستور برایش فرستاده بودند خبر داد که از او خواسته بودند که استیضاح را منتفی کند والا فیلم پخش خواهد شد. او در صحن مجلس رفتارهای احمدی نژاد که آمیخته با بگم بگم بود را در شان نظام جمهوری اسلامی ندانست و گفت «اتفاقاً خوب شد که شما مرتب می‌گویید «بگم، بگم»، در کشور بگویم، بگویم راه انداختید، امروز این فیلم را پخش کردید که مردم شخصیت شما را بهتر بشناسند…شما در یک جلسه علنی شؤونات جمهوری اسلامی را رعایت نکردید، بفرمایید، به سلامت.»

جنجال پوچ بی بی سی در شب سالگرد درگذشت امام
«بر اساس سند سری «اسلام در ایران» سازمان سی‌آی‌ای، «روح‌الله خمینی بعد از چند ماه حبس در زندان قصر و حصر در قیطریه تهران در نیمه آبان ۱۳۴۲ بی‌سر و صدا به دولت جان اف کندی پیام می‌دهد تا حملات لفظی‌اش سوءتعبیر نشود زیرا او از منافع آمریکا در ایران حمایت می‌کند.»
این گزارشی بود که بی بی سی منتشر کرد و مدعی شد که متن کامل این پیام در آرشیو ملی آمریکا موجود است. براساس این گزارش این سند در واقع گزارش تحقیقاتی ۸۱ صفحه‌ای سیا - مورخ مارس ۱۹۸۰ - است و در آن سوابق آیت‌الله خویی، آیت‌الله شریعتمداری و آیت‌الله خمینی هم آمده است.» بی بی سی در این گزارش از فردی به نام حاج میرزا خلیل گمره ای هم نام برده بود« پیام حدود ۱۰ روز قبل از سفر لئونید برژنف، رهبر شوروی به ایران توسط یک روحانی به ظاهر غیرسیاسی به نام حاج میرزا خلیل کَمَره‌ای به سفارت آمریکا در تهران می‌رسد»
انتشار این گزارش با پس لرزه هایی در فضای سیاسی کشور همراه بود خاصه آنکه در شب سالگرد رحلت امام این گزارش منتشر شده بود تا حمید انصاری قائم‌مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) آن را غرض ورزی دشمنان در سالگرد ارتحال امام بداند. جالبترین واکنش اما از سوی عطاالله مهاجراین صورت گرفت. سید عطاالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات که خود از کارشناسان بی بیب سی است در یادداشتی در سایت خود درباره گزارش بی‌بی‌سی نوشت: «اینکه تا به حال چنین سندی افشا نشده است، دلیل روشنی است که امام خمینی به شکل مکتوب پیامی نفرستاده است.»

 چک پول هایی که آخر عاقبت نداشت...

پایان دولت دهم برای معاون اول آن دولت خوش یمن نبود، پرونده ناتمام مانده او در قوه قضاییه بالاخره به ایستگاه اخر رسید و مردی که همین چندی پیش  عنوان پرطمطراق معاون اولی رییس جمهور را به دوش می کشید با حکم قاضی راهی اوین شد. پس لرزه های آن حکم اما بیش از خود حکم بود. از روزیکه حکم محمد رضا رحیمی معاون اول دولت محمود احمدی نژاد صادر شد هنوز چند روز نگذشته بود که رییس دولت دهم با صدور نامه ای نه تنها ازاتهامات رحیمی که از خود او هم تبری جست. رفتاری عجیب از احمدی نژاد که با واکنش انتحاری محمدرضا رحیمی همراه شد تا دست به قلم شده و در نامه ای افشاگرانه مطالبی را به رییس سابقش یاد اور شود و از جمله این یادآوری ها ماجرای 12 میلیاردی بود که به دستور او میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی توزیع کرده بود. اسامی تعدادی از نمایندگان منتشر شد که به دریافت پول متهم شده بودندو البته نام محمد رضا باهنر هم بعنوان کسی که درجریان نقش داشته سر زبانها افتاد مساله ای که ازسوی نایب رییس مجلس ومرد کهنه کار سیاست هم تکذیب نشد .

نامه ای که به قیمت توقیف یک روزنامه منتشر شد!

«توقیف شد» خبری که 15 تیرماه سال 78 در روزهای سرخوشی اصلاح طلبان روی خط رسانه ها قرار گرفت و خطاب آن یک روزنامه اصلاح طلب بود. جرمش هم چاپ سند محرمانه وزارت اطلاعات بود که کار را به شکایت این وزارتخانه و توقیف 5 ساله روزنامه کشاند.
نامه منتشر شده به تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۷۷ از طرف سعید امامی (اسلامی) از مشاورین وقت وزارت اطلاعات و معاون امنیتی وزارت اطلاعات در زمان تصدی علی فلاحیان، به قربانعلی دری نجف آبادی وزیر اطلاعات نوشته شده بود. در این نامه او از وضع فرهنگی کشور ابراز نگرانی کرده و خواستار محدودیت هایی برای اهل قلم جهت ساماندهی و کنترل فضای فرهنگی کشور شده بود. او همچنین با ذکر نام چند نویسنده از جمله محمد مختاری (از قربانیان قتل های زنجیره ای) آنان را به ایجاد مشکلات امنیتی متهم کرده و اعلام می کند تا ترتیبی اتخاذ شود که نویسندگان، مترجمان و گزارشگران مطبوعات پیرامون نوشته های خود پاسخگو باشند. هر چند علی یونسی وزیر وقت اطلاعات روز بعد از انتشار نامه در مصاحبه ای اعلام کرد «نامه، مربوط به سعید امامی نبوده بلکه از حوزه مشاورین وزیر، خطاب به وزیر ارسال شده و موضوع نامه نیز مربوط به اصلاح قانون مطبوعات نیست». با توجه به این گفته ها و اینکه تصویری از نامه مذکور موجود نمی‌باشد این گمانه زنی مطرح می شود که نامه نه مستقیماً از طرف سعید امامی که از طرف حوزه مشاورین وزارت اطلاعات (که سعید امامی نیز عضو آن بوده) به وزیر اطلاعات نوشته شده است. وزارت اطلاعات هیچگاه محرمانه بودن نامه را تکذیب نکرد اما یونسی اظهار داشته است که روزنامه سلام با حذف صدر و ذیل نامه از آن استفاده ابزاری و جناحی کرده است. هر چند روزنامه کیهان این سند را جعلی خواند.
در همین راستا عباس عبدی عضو شورای سردبیری روزنامه سلام در پاسخ به محرمانه بودن نامه منتشر شده آن را دست نویس به خط سعید امامی و فاقد هرگونه مهر محرمانه دانسته و اظهار داشت به هیچ وجه افشای اسرار محرمانه نبوده است و اضافه کرده احتمالاً دو نامه باید وجود داشته باشد یکی دست نویس که ما چاپ کرده ایم و دیگری تایپی که احتمالاً کامل تر بوده است. همچنین در این مورد که وزارت اطلاعات نامه را منسوب به حوزه مشاورین دانسته و نه سعید امامی گفته است «سعید اسلامی در حوزه مشاورین کار میکرده و نامه به خط وی بوده است. 
این نامه چندی بعد از مرگ مشکوک سعیدی امامی (به تاریخ ۲۹ خرداد همان سال انتشار یافت. در هر صورت موضوع قانون اصلاح مطبوعات و نقش سعید امامی در آن (هر چند اثبات نشده) که عامل اصلی قتل های زنجیره ای معرفی شده بود به توقیف روزنامه سلام انجامید و واقعه ۱۸ تیر را رقم زد.

استیضاحی با طعم لابی و رشوه...

رفتنش به وزارت کشور همانقدر پرحاشیه بود که بلند کردنش از روی صندلی ریاست همان وزارتخانه. علی کردان که بعد از برکناری پرحاشیه مصطفی پورمحمدی به ساختمان بلند فاطمی رفته بود از همان ابتدا با ابهامی درباره مدرک تحصیلی اش مواجه شد. مدرکی که او مدعی بود از آکسفورد گرفته است اما سایت نزدیک به احمد توکلی دست به افشاگری زد و آن را جعلی خواند. ماجرا آنقدر دنبال شد که در نهایت مجلس هشتمی های اصولگرا دست به امضا شدند و طرح استیضاح او را به جریان انداختند. استیضاحی که احمدی نژاد را باز هم عصبانی کرد آنقدر که بگوید مدرک تحصیلی یک کاغذ پاره بیشتر نیست. او حتی حاضر نشد در جریان رای گیری برای استیضاح وزیرش به بهارستان برود. اما حاشیه پررنگ تر از متن آنجا رخ داد که در لابی پارلمان چک پول هایی بین نمایندگان در حال توزیع شدن بود تا رای آنها را به نفع وزیر در حال استیضاح خریده شود.
«عوض حیدرپور» نماینده شهرضا که یکی از طراحان استیضاح کردان بود در اظهاراتی اعلام کرد که عباسی مدیر کل دولت در مجلس رسیدی را به همراه چک کمک ۵ میلیون تومانی به مساجد، برای امضاء به او ارائه داده‌است این رسید کاغذی خطاب به لاریجانی، مبنی بر انصراف از استیضاح بوده‌است،پس از طرح این موضوع، در روز پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۸۷ روزنامه کیهان در یادداشتی تحت عنوان «آنجا چه خبر است؟»، ضمن آنکه پرداخت چک همراه رسید انصراف از استیضاح، را کلاهبرداری سیاسی خواند علی کردان و رحیمی معاون وقت پارلمانی دولت محمود احمدی‌نژاد را متهم به اطلاع از پرداخت چک ۵ میلیون تومانی برای بازپس گیری استیضاح کردان کرد.[ولی علی کردان در پاسخ به کیهان اطلاع از موضوع پرداخت چک پنج میلیون تومانی به نمایندگان مجلس را رد کرد. پس از طرح این موضوع در مجلس، عوض عباسی، مدیرکل دفتر دولت احمدی‌نژاد در مجلس، در روز یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۷ توسط علی لاریجانی رئیس وقت مجلس از مجلس شورای اسلامی اخراج شد.

احمدی نژاد تعلل کرد، نامه رهبری علنی شد...

یارغار معروف دنیای سیاست شده بودند، یکی رییس دولت بود و دیگر اسفندیار دولت. ماجراهای محمود احمدی نژاد و مشایی در همه آن 8 سال دولت مهروز نه تنها کم نبود که خیلی هم پررنگ و جنجالی بود. خاصه آن زمانی که احمدی نژاد دست به قلم شد و یارغارش را به ریاست دفتر ریاست جمهوری منصوب کرد. انتصابی پرحاشیه که رهبری را هم به موضع گیری واداشت.
پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، محمود احمدی نژاد در حکمی اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان معاون اول رییس جمهور برای دولت دهم انتخاب کرد. این انتخاب با توجه به حاشیه هایی که در مورد مشایی وجود داشت، انتقادهایی را برانگیخت و موج اعتراض به حدی افزایش یافت که مخالفت مقام معظم رهبری درباره معاونت اولی مشایی علنی شد.
براساس روایت ها روز شنبه، بیست و هفتم تیرماه 88، احمدی نژاد نامه رهبری را دریافت می کند.. همان‌روز و روز یکشنبه اقدامی در جهت برکناری مشایی انجام نمی دهد. روز دوشنبه برای لغو حکم تلاش کرد اما موفق نشد و در عوض روز سه‌شنبه طی مصاحبه‌ای تلویزیونی که صداوسیما از پخش آن خودداری کرد و روز چهارشنبه در مراسم تودیع مشایی به شدت از وی تقدیر کرد و روزهای پنج‌شنبه و جمعه را نیز به سکوت گذراند. امری که باعث علنی شدن مخالفت رهبری با انتصاب مشایی می شود. این نامه توسط ابوترابی فرد نایب رییس وقت مجلس شورای اسلامی علنی شد و وی علنی شدن این نامه را با نظر رهبری اعلام کرد. «بعد از اینکه برای حکم معاونت اولی در دولت دهم اقدام شد، مقام معظم رهبری به دلایلی که در آن نامه هم مرقوم شده بود و بعد هم منتشر شد، فرمودند این حکم باید لغو شود و ایشان در اینگونه جایگاه ها قرار نگیرند. این نامه محرمانه بود و کسی از محتوای آن خبر نداشت که رهبری آن را برای شخص اول دستگاه اجرایی فرستادند. اما این نامه اجرایی نشد، بعد از این بود که بنده اطلاع پیدا کردم که چنین نامه ای ارسال شده است. به بنده گفته شد مفاد این نامه تاکنون اجرا نشده و شما آن را با مردم در میان بگذارید. بنده هم همان پیام را انجام دادم. البته در همین فاصله که بنده ماموریت رساندن پیام به مردم را داشتم؛، به من گفتند مدتی درنگ کن شاید گشایشی صورت گیرد اما مجدداً به من گفتند شما مفاد نامه را به اطلاع مردم برسانید. بنده هم بر اساس تکلیف و ماموریتی که داشتم مفاد نامه را به اطلاع مردم رساندم. بعد از مصاحبه من هم سایت مقام معظم رهبری متن مصاحبه بنده را همراه با تصویرم در کنار تصویر مقام معظم رهبری روی خروجی خود قرار داد.»

نام:
ایمیل:
* نظر:
جدیدترین اخبار
پربازدید
پربحث