محرمانه ها/پرونده ویژه تیتر شهر در سه قسمت/قسمت اول
برگه های کتاب تاریخ سی و چند ساله نظام جمهوری اسلامی را که ورق بزنی پر شده از گفته‌ها و روایت‌ها. در هیاهوهای این روزمرگی های شنیده شده و خوانده شده سیاست اما کم نبوده‌اند ناگفته ها و محرمانه هایی که نه در زمانه خود که مدتی بعد از پرده برون افتاده و علنی شده اند. همان وقت هایی که مُهر سکوت از لب‌ برداشته شده و قصه ای متفاوت روایت شده است، گاه از سرمصلحت و پاسخگویی گاه از سر عناد و کشمکش سیاسی.
کد خبر: ۱۸۹۲۱
تاریخ انتشار: ۰۰ : ۲۱ - ۲۱ دی ۱۳۹۵

تیتر شهر: برگه های کتاب تاریخ سی و چند ساله نظام جمهوری اسلامی را که ورق بزنی پر شده از گفته‌ها و روایت‌ها. در هیاهوهای این روزمرگی های شنیده شده و خوانده شده سیاست اما کم نبوده‌اند ناگفته ها و محرمانه هایی که نه در زمانه خود که مدتی بعد از پرده برون افتاده و علنی شده اند. همان وقت هایی که مُهر سکوت از لب‌ برداشته شده و قصه ای متفاوت روایت شده است، گاه از سرمصلحت و پاسخگویی گاه از سر عناد و کشمکش سیاسی.
فرقی ندارد ماجرا برخواسته از متن حوادث دهه 60 باشد و کشمکش بین مردان انقلابی آن روزها برای ادامه یا پایان جنگ یا همین سالهای بعدتر که مذاکرات پشت پرده با آمریکا در کشوری دیگر افشا شد یا علنی شدن ماجرای خانه نشینی یک رییس جمهور و ...
طرفه آنکه سیاست را نمی توان از محرمانه ها و ناگفته هایش جدا کرد. محرمانه هایی که گاه از پرده برون می افتند  و حاشیه ساز می شوند.

محرمانه‌های ظریف را دلواپسانه یکی بعد از دیگری افشا می کنند!
»محرمانه بود» این جمله این روزها نه فقط در عالم رسانه و سیاست که در واگویه های کوچه و بازاری هم کم شنیده نمی‌شود، یک نماینده مجلس به میدان آمد و با علنی کردن سخنان محرمانه وزیر خارجه دولت روحانی، زلزله ای را نه فقط در فضای سیاسی و که فراتر از آن در بین مردم برپا کرد. کریمی قدوسی که از او در دایره نمایندگان دلواپس مجلس نام برده می شود گفته های جلسه ای را برملا کرد که از قضا خودش در آن حضور نداشت اما بنا را بر آن گذاشت تا با دیدن فیلم جلسه کمیسیون امنیت ملی راوی یک قصه محرمانه شود. او جملاتی منقطع شده از وزیرخارجه را در اختیار رسانه ها قرار داد تا از پس آنها مدعی شود که ظریف در مذاکرات اشتباه کرده است.
جنجال اما آنجا بلند شد که افرادی از درون همان جلسه، منتقد روایت نصفه و نیمه همکارشان شدند و تاکید داشتند حال که قرار بر علنی کردن بوده پس چرا نصفه و نیمه؟!
این اما اولین بار نیست که محرمانه های هسته ای بعد از طرح در جمع مجلسی ها از رازهای مگو تبدیل به «بگو»های سیاست می شوند. چه آنکه پیشتر هم نماینده ای دیگر از جنس همان دلواپسان، مذاکرات پشت درهای بسته را رسانه ای کرده بود تا وزیر خندان دولت روحانی لب به گلایه از مشی مجلسی ها بگشاید.
همان روزی که ظریف در کمیسیون امنیت ملی سخنانی را مطرح کرد که با فاصله ای کوتاه تیتر یک کیهان شد. او در ابتدای آن جلسه هم قید کرده بود که سخنانش محرمانه است اما سخنگوی کمیسیون یعنی حسین نقوی حسینی چندان به این قید توجه نکرد و سخنان ظریف را به بیرون منتقل کرد، براساس سخنان نقوی حسینی ظریف در آن جلسه عنوان کرده بود که رهبری گفتگوی تلفنی روحانی با اوباما را نابجا دانسته بودند و همچنین از طولانی شدن مذاکرات ظریف و جان کری هم انتقاد کرده بودند.
در آن زمان وزیر امور خارجه در فیس بوک فعال بود. او در نوشته ای درباره ناراحتی اش از درزکردن مذاکرات محرمانه با نمایندگان مجلس نوشت. ناراحتی ظریف آنقدر جدی شد که کمردردش عود کرده و او راهی بیمارستان شد. این ماجرا سبب شد که علی لاریجانی در نشستی به نمایندگان تذکر بدهد که مناسبات و شأن نمایندگی را حفظ کنند. اما جواد ظریف تا مدتی به علت دلخوری به مجلس نمی رفت و به نمایندگان گفته بود که تنها توقع اظهارنظر رسمی در جلسات علنی از او داشته باشند

محرمانه های دو دیپلمات لو رفت...
حاشیه سازی های کریمی قدوسی در همین مجلس دهم هم کم نبوده است. مانند همان روزی که وزیر امور خارجه برای پاسخ به سوالش به جلسه علنی مجلس آمده بود و او در خلال سوالش از سخنان محرمانه سرمدی و امیرعبداللهیان روایت کرد. سخنانی که ظریف را سخت برآشفت و باعث شد صدایش را بالا ببرد. نماینده مردم مشهد سوالی درباره تغییر امیرعبداللهیان داشت و در توضیح سوالش گفت: «آقای سرمدی معاون آقای ظریف به آقای امیرعبداللهیان می‌گوید ما می‌خواهیم یک شو اجرا کنیم،‌ تا به این وسیله به منطقه پیغام بدهیم که سیاست‌های ما در منطقه مورد بازنگری واقع می شود. این حرف مستند است.» و پاسخ شنید: «چه کسی از صحبت خصوصی سرمدی و امیرعبداللهیان به شما گزارش داده است؟ چگونه به خودتان جرات می‌دهید در صحن مجلس خلاف بگویید؟ من برای حفظ احترام همکارانم سکوت می‌کنم و اجازه نمی‌دهم هیچ کدام از همکارانم مورد سوال قرار بگیرند. هیچ کسی حق ندارد در مورد یک کارگزار سیاست خارجی جمهوری اسلامی به ما توصیه بکند، به شما هم اجازه نمی‌دهیم چنین تهمتی را به سیاست خارجی ایران بزنید.»

اتمام حجت آیت الله با طبیب سیاستمدار!
«اتمام‌ حجت آیت‌الله با سیاست‌مدار بدعهد»؛ تیتری که حکایت از یک افشاگری دیگر داشت. نامه ای که در خبرنامه دانشگاه امام صادق و سایت نزدیک به سعید جلیی منتشر شد. یک سوی نامه آیت الله مهدوی کنی بود و سوی دیگر علی اکبر ولایتی. نامه سه روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به نگارش درآمده بود و شیخ اصولگرایان خطاب به ولایتی نوشته بود« «برادر بزرگوار جناب آقای دکتر ولایتی دام عزه و توفیقه، سلام علیکم و رحمةالله. در موقعیت حساس کنونی و با توجه به اوضاع پیش‌آمده در صحنه انتخابات، من از شما تقاضایی ندارم. از باب اتمام حجت تنها به دو چیز به جنابعالی هشدار می‌دهم: نخست اینکه آیا به عهدی که با ما کردید، وفادار هستید یا نه؟ دوم آنکه اوضاع پیش‌آمده نگران‌کننده است و احتمال پیروزی جبهه اصلاحات قوی است. آیا شما نگران اوضاع هستید یا خیر؟ خدایا شاهد باش که من به‌عنوان نصیحت به برادر دینی تذکر لازم دادم. والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین. محمدرضا مهدوی‌کنی»
انتشار این نامه با انتقاد انصاریان داماد و مسئول دفتر آیت الله روبرو شد و انتشار آن بعد از دو سال و در شرایطی که آیت الله اصولگرایان فوت کرده بود را غرض آلود و تامل برانگیز خواند .

احمدی نژاد کجای مذاکرات مخفیانه با آمریکا بود؟
خبرها رسمی نبود، حدس و گمان بود و زمزمه. می گفتند آن دولت رفته از پاستور هم در اندیشه مذاکره با آمریکا بوده است. قرار اما بر آن افتاد که در دولت روحانی آن زمزمه ها رنگ واقعیت به خود بگیرد. یک جمله رهبری کافی بود تا ذهن ها باردیگر به سمت و سوی آن حرف ها برود، آنجا که فرمودند« برخی از مسئولین دولت سابق، بر مذاکره دوجانبه با دولت امریکا درخصوص مسأله هسته ای نظر داشتند.»
رمزگشایی از سخنان رهبری انقلاب به دست علی اکبر صالحی افتاد، مرد هسته ای دولت روحانی که وزیر خارجه محمود احمدی نژاد هم بود. او از تلاش برای مذاکره با آمریکا در سال 90 سخن گفت «آن زمان که من در وزارت امور خارجه بودم موضوع را به خدمت رهبر عرض کردم و گفتم، اجازه دهید، ما با امریکایی ها راجع به موضوع هسته ای وارد مذاکره شویم. حضرت آقا فرمودند به آمریکایی ها نمی شود اعتماد کرد و مصداق هایی در این خصوص فرمودند.من خدمت ایشان عرض کردم، اگر اجازه دهید، ما در موضوع هسته ای هم این را تجربه کنیم. ایشان فرمودند اشکالی ندارد، بروید و این کار را انجام دهید، اما بدانید که این اتمام حجت خواهد بود. ما بهانه را از آن ها خواهیم گرفت و به مردم خودمان اعلام خواهیم کرد که از هر فرصتی برای حل و فصل مسالمت آمیز این موضوع در چهارچوب عزت، حکمت و مصلحت استفاده می کنیم و بهانه را از آن ها خواهیم گرفت که آن ها با افکار عمومی بازی نکنند. »
بعدها اما جزئیات بیشتری از آن مذاکرات علنی شد. مذاکراتی که در سال 90 آغاز شده بود و سه دور در مسقط پایتخت عمان هم انجام شده بود. بنا بر روایات یک کمیته شش نفره در مورد محتوای این مذاکرات تصمیم گیری می کردندکه سه نفر از این هفت نفر از مسوولین ارشد دولتی بودند و محمود احمدی نژاد صرفا نظرات مشورتی به این کمیته ارایه می کرد و حق دخالت در آن نداشت و ریاست این مذاکرات برعهده علی اصغر خاجی معاون وقت اروپا و آمریکای وزارت خارجه بود. اعضای تیم مذاکره کننده آمریکایی عبارت بودند از ویلیام برنز معاون وزیر خارجه آمریکا، جیک سالیوان مشاور امنیت ملی جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا، پانیت تالوار مشاور امور ایران در کاخ سفید و رابرت آینهورن مشاور خلع سلاح وزیر خارجه آمریکا. در مذاکرات مسقط در نهایت ایران و آمریکا به یک چارچوب مشخص برای توافق نهایی می رسند که در این مذاکرات، طرف آمریکایی رسما و به صورت مکتوب، حق غنی سازی ایران را می پذیرد.
صالحی درباره نتیجه این مذاکرات می گوید «یک نامه رسمی از سلطان عمان گرفتیم و آقای ویلیام برنز در حضور سلطان اعلام کرد که ما غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسیم و سلطان هم عین همین مطلب را برای آقای احمدی نژاد به صورت مکتوب نوشت، یک نسخه هم برای آقای اوباما فرستاد. وقتی این نامه آمد بحث اصل شناسایی غنی سازی حل شد چون تا پیش از آن آمریکایی ها رسما می گفتند شما نباید غنی سازی داشته باشید.  این نامهدر اواخر سال ۹۱ نوشته شد و قرار بود بقیه کارها بعد از این نامه پی گرفته شود و چارچوب توافق نوشته شود که آقای حجازی از دفتر رهبری به من گفتند که ایشان خواسته اند دست نگه داشته شود و ادامه وضعیت به بعد از انتخابات و دولت بعدی سپرده شود.»

یک ابهام بزرگ بر سر نهضت آزادی؛ موافق جنگ یا مخالف!
اما سالهای آغازین انقلاب پر است از ناگفته ها و ناشنیده ها، همان هایی که هرازگاهی از گوشه و کنار خاطرات یکی از مردان و زنان انقلابی آن روزها بیرون می افتند و گاها جنجالی هم می شوند.
ابراهیم یزدی، مرد دیپلماتیک آن روزهای انقلاب را باید مخزن خاطرات گفته و ناگفته دانست. مرد برخواسته از نهضت آزادی که روزگاری در رکاب مهندس بازرگان سکاندار وزارتخارجه دولت موقت بود هربار نامی از نهضت آزادی به میان آمده است به میدان آمده  یا برای تایید یا تکذیب یا اصلاح روایت‌ها.
کم کاری نهضت آزادی در ایام جنگ از جمله آن مواردیست که ابراهیم یزدی را چندین بار مجبور به پاسخگویی کرده است. او زمانی حتی مجبور شد از نامه محرمانه مهندس بازرگان به امام خمینی هم سخن به میان آورد. نامه ای که در سوم اسفند سال 62 به تحریر در آمده بود و بازرگان در آن خطاب به امام آورده بود درباره اتهاماتی که به حزب متبوعش وارد می شد آورده بود «بدیهی است آن زمان که صدام دیکتاتور عراق در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۵۹ تجاوز آشکار به مرز و بوم و به جان و مال ما کرد، وظیفه انقلابی و قانونی همگی و بالا‌تر از آن حکم خدا این بود که با تمام نیرو تا آخرین نفر و نفس بجنگیم و دشمن غاصب غدار را از خاکمان بیرون کنیم، که خوشبختانه به همت جوانان و پیران غیور و ایثارگر و پیروی ملت شهیدپرور از رهبر متوکل و با تلاش مسئولین مصمم، موفق شدیم. اما مجوز ادامه جنگ و تجاوز به داخل عراق (که در ابتدا خود جنابعالی، آنطور که در ایام تخلیه خرمشهر از آقای هاشمی رفسنجانی شنیدم، آن را مصلحت و حق نمی‌دانستید) با شعار سقوط صدام و حزب بعث و تعرض‌های دیگر، برای ما روشن نیست.» بازرگان در این نامه صراحتا این درخواست را مطرح کرده: «نظر ما تغییر کلی سیاست جنگی و برنامه، از نفی به اثبات و از تخریب و تجاوز به امنیت و دفاع است و استقبال از صلح شرافتمندانه و از سازندگی و استقلال و آزادی» و نوشته است: «در عین حال باید بگوییم که اختلاف نظر ما در این مسائل موجب آن نیست که علم مخالفت در مقابل جنگ اسلامی برافراشته و آب به آسیاب دشمنان بریزیم. »
وی دیدار خصوصی خود با امام خمینی در نوروز ۶۴ را نیز شرح داده که طی آن به رهبر انقلاب پیشنهاد داده بود «باید پیروزی نظامی را تبدیل به پیروزی سیاسی کنیم. برای ایشان مثال زدم. گفتم رزمندگان رفتند جاده بغداد - بصره را در کنار رودخانه دجله گرفته‌اند، اما نمی‌توانند آنجا بمانند. برای اینکه ارتش کلاسیک عراق آمد و با تانک‌هایش آن‌ها را محاصره و نابود کرد. به محض اینکه به پیروزی نظامی رسیدید، کشورهایی که می‌گویند دوست ما هستند مثل سوریه و الجزایر، در سازمان ملل پیشنهاد آتش‌بس بدهند. در آن شرایط آتش‌بس فوری تصویب خواهد شد. عراق نمی‌تواند بپذیرد، چون شما رفته‌اید و وارد خاک عراق شده‌اید. اما ایران می‌پذیرد. بنابراین شما پیروزی نظامی را به پیروزی سیاسی تبدیل می‌کنید.»

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار